حضرت زینب (س)-اربعین

گفت برخیز که من زینب مجروح توام

چند روزی ست که محو لب مجروح توام

این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت

پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت

این رباب است که این گونه دلش ویران است

در پی قبر علی اصغر خود حیران است

گر چه من در اثر حادثه کم می بینم

ولی انگار درین دشت علم می بینم

دارد انگار علمدار تو بر می گردد

مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد

خوب می شد اگر او چند قدم می آمد

خوب می شد اگر او تا به حرم می آمد

تا علی اصغر تو تشنه نمی مرد حسین

تا رقیه کمی افسوس نمی خورد حسین

راستی دختر تو... دختر تو... شرمنده

زجر... سیلی... رخ نیلی... سر تو شرمنده

وای از دختر و از یوسف بازار شدن

وای از مردم نا اهل و خریدار شدن

سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو

چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو

سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی

وای از آن لحظه که شد چوبه ی محمل خون

/ 2 نظر / 56 بازدید
♥♥مرد احساسی♥♥

مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد تو میندازد طعنه های دیگران است!!! شاید اگر این "دیگران" نبودند، تو زودتر از اینها برای من مرده بودی... ........................................ سلام خسته نباشید میشه ب منم سر بزنید؟