مواسات در خردسالی

روزی عربی مستمند وارد مسجد پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شد و از ایشان درخواست کمک کرد. پیامبر بزرگ اسلام از میان مردم برای این امر خیر داوطلب خواست و این بار نیز مانند بسیاری از موارد، امیرمؤمنان علیه‏السلام پیش قدم گردید و پذیرایی مستمند را برعهده گرفت. وقتی او را به خانه آورد، به فاطمه علیهاالسلام گفت: «ای دختر رسول خدا! آیا در خانه چیزی داریم که از مهمان خویش پذیرایی کنیم؟» زهرا جواب داد: «فقط به اندازه خوراک دختر بچه‏مان (زینب) غذا داریم». زینب علیهاالسلام که در این دوران فقط چهار بهار از عمر او گذشته بود، از جا برخاست و گفت: «مادر! نان مرا به مهمانمان دهید، من صبر می‏کنم». مهمان عرب،با غذای زینب علیهاالسلام پذیرایی شد و شب را به سحر رساند. فردای آن روز پیامبر امیرمؤمنان علیه‏السلام را ملاقات کرد و در حالی که از شدت خوشحالی اشک می‏ریخت، آیه‏ای را که در شأن حضرت علی علیه‏السلام و خانواده‏اش به دلیل مهمان‏نوازی نیکویشان نازل شده بود، تلاوت فرمود./مصلح

/ 0 نظر / 11 بازدید