سومین مولود خانه وحی

در توصیف آن زینب کبری(علیهاالسلام) می‏گویند: حضرت در وقار و شخصیت چون جده‏اش حضرت خدیجه‏(علیهاالسلام) و در عفاف و عصمت همانند مادرش حضرت زهرا(علیهاالسلام) بودند.

در توصیف آن زینب کبری(علیهاالسلام) می‏گویند: حضرت در وقار و شخصیت چون جده‏اش حضرت خدیجه‏(علیهاالسلام) و در عفاف و عصمت همانند مادرش حضرت زهرا (علیهاالسلام) بودند.

زینب کبری تا حدود پنج ‏یا شش سالگی، تحت تربیت شخص پیامبر اکرم(‏صلی الله علیه و آله) و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا(علیهاالسلام) پرورش یافت و از این پس، مسؤولیت تربیت و پرورش او به عهده حضرت علی‏(علیه‎السلام) نهاده شد. تا این ‏که در سال هفدهم هجری به همسری پسرعمویش، عبدالله بن جعفر درآمد. آنگاه که مردم با امیرالمؤمنین علی(‏علیه‎السلام) بیعت کردند، حضرت برای یاری پدر از مدینه به کوفه رفت و در مدت پنج ‏سال دوران سخت‏ حکومت حضرت علی‏ (علیه‎السلام)، همواره یار و تسکین‎بخش غم‏های پدر بودند و زنان کوفه را آموزش می‏دادند… چون حضرت علی(‏علیه‎السلام) در محراب عبادت با شمشیر ابن ملجم مرادی ضربه ‏خوردند، پرستاری آن حضرت را برعهده گرفتند و به دنبال شهادت امیرالمؤمنین(‏علیه‎السلام) و هنگام نوبت امامت ‏برادر بزرگشان امام حسن‏(علیه‎السلام) در کنار برادر قرار گرفتند و آنگاه که امام حسن‏(علیه‎السلام) از کوفه به مدینه برگشتند، به همراه ایشان، حضرت زینب(‏علیهاالسلام) نیز به مدینه آمدند.

پیامبر به فرمان الهی نام این مولود مبارک را «زینب» گذاشتند و توصیه فرمودند که این طفل را همواره گرامی بدارید؛ چون او شبیه جده‏اش خدیجه کبری(‏علیهاالسلام) است. یعنی همانگونه که حضرت خدیجه(‏علیهاالسلام) در آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداکاری متحمل زحمات زیادی شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زینب(‏علیهاالسلام) نیز با صبر و ایثار و تحملِ سخت‏ترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیری به عمل می‏آورند.

وقتی که در سال پنجاه هجری معاویه حضرت امام حسن‏(علیه‎السلام) را مسموم کرد باز غمخواری و پرستاری برادر با زینب بود و پس از شهادت امام حسن(‏علیه‎السلام) در خدمت امام حسین (‏علیه‎السلام) بودند و زمانی که در سال شصت هجری امام حسین‏(علیه‎السلام) عازم مکه شدند، به همراه آن حضرت از مدینه خارج شدند و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت ‏به قیام حضرت اباعبدالله(‏علیه‎السلام) تلاش می‏کردند و لحظه‏ای از آن حضرت جدا نشدند.

نقل می‏کنند در جریان حرکت ‏به سوی عراق، ابن عباس به امام حسین(‏علیه‎السلام) گفت اگر ناگزیر باید به این سفر بروید، حداقل زنان و بچه‏ها را با خود نبرید.

در این لحظه، حضرت زینب‏(علیهاالسلام) خطاب به ابن عباس فرمودند: … سوگند به خدا از حسین جدا نخواهم شد، همراه او خواهم بود با او زندگی کرده و با او می‏میرم.
…………………………………………………………………………………………………………….
برگرفته از کتاب خصائص الزینبیه، ص ۲۸۳ به بعد.

/ 0 نظر / 11 بازدید