نمونه‏ هایی از حیای زینب(س)

در زندگی زینب(س) این دو عامل (وراثت و تربیت) در بالاترین حد خویش وجود داشت، زینب از پستان حیا شیر نوشید و در دامان حیا و پاکی تربیت یافته، چنان که در زیارت نامه آن بانوی گرانسنگ می‏خوانیم: «السَّلامُ عَلی مَن رَضَعت بِلُبانِ الاِیمان ؛ سلام بر کسی که از پستان ایمان شیر نوشید. و ایمان و حیا همراه و ملازم همدیگرند. «الحیاء و الایمان مقرونان»
آن که پا تا به سر ایمان و حیاست   ***    خونش آمیخته با خون خداست 
عشق را همسفر کرببلاست   ***    مظهر عصمت و پاکی، تقواست 
به یقین زینب کبری باشد   ***    زاده حیدر و زهرا باشد 
آری! زینب کبری(س) در خانه وحی و ولایت، از پدر و مادر معصوم به دنیا آمد و در آغوش نبوت، مهد امامت و ولایت و مرکز نزول وحی الهی نشو و نما نمود و از پستان یگانه مادر معصوم جهان هستی «فاطمه زهرا(س)» شیر خورد و از ابتدای شیرخوارگی در آغوش پرمهر مادر، عفت، حیا، شهامت و عطوفت را فرا گرفت و هم زمان با دوران شیرخوارگی در محضر بزرگترین استادان جهان انسانیت یعنی رسول اللّه (ص) و امیرالمؤمنین و دو برادر بزرگوارش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) تربیت یافت. در نتیجه، گمان نمی‏رود که تا به حال هیچ دختری به آن تربیت بلند که زینب (س) در آن خانواده بزرگ به آن نایل گردید، رسیده باشد زینب کبری اکثر اوقات در کنار جد مهربانش رسول خدا بود، انس زینب (س) به رسول خدا(ص) و نیز محبّت حضرت به این دختر در وصف و بیان نمی‏گنجد.
فاطمه زهرا(سلام اللّه علیها) در آن مدّت کوتاه نه‏تنها دخترش زینب را از نظر رشد فکری، اخلاقی، فرهنگی و معنوی تربیت کرد بلکه او را از بسیاری از علوم قرآنی و پیش آمدهای آینده آگاه نمود. و حیا و عفت را عملاً به او آموخت تا آنجا که نابینایی بر فاطمه وارد می‏شود پشت پرده می‏رود، این درسهای حیا را زینب (س) بخوبی فرا گرفت.
زینب تربیت شده پدری است که در اوج شجاعت و قهرمانی، از بالاترین حد حیا برخوردار است. و اوج حیایی آن مادر پاکدامن و این پدر دلاور را هنگام خواستگاری علی (ع) از زهرا(س) می‏بینیم که جز سکوت محض هیچ نمی‏گویند.
از این دو دریای حیا و پاکی شیر زنی چون زینب (س) که مجسمه حیا است به وجود می‏آید. و این والدین معصوم سخت از مرز حیا و عفت او پاسداری می‏کردند.
«یحیی مازنی» که از علمای بزرگ و راویان حدیث است، چنین نقل می‏کند: مدت‏ها در مدینه، در همسایگی علی (ع) در یک محلّه زندگی می‏کردم. منزل من در کنار منزلی بود که «زینب» دختر علی (ع) در آن‏جا سکونت داشت، حتی یک‏بار هم، کسی حضرت زینب را ندید و صدای او را نشنید. او هرگاه می‏خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب می‏رفت، و در حالی که پدرش علی(ع) در پیش و برادرانش حسن و حسین (علیهما السلام) در اطراف او بودند. وقتی هم به نزدیک قبر شریف رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می‏رسیدند، امیرالمؤمنین(ع) شمع‏های اطراف قبر را خاموش می‏کرد. یک روز امام حسن(ع) علّت این کار را سؤال کرد، حضرت فرمود: «اَخشی اَن یَنظُر اَحَد اِلی شَخصِ اُختِکَ زَینَبَ؛ از آن می‏ترسم که کسی (در روشنی) خواهرت زینب را ببیند.» راستی کجا رفته این مرزبانی‏های حیا؟! و چرا در جامعه شیعه علوی می‏بینیم که مردان با همسران آرایش کرده و دختران بی‏بهره از حجاب در پارک‏ها و خیابان‏ها و... ظاهر می‏شوند؟! و به قول «شیخ جعفر نقدی» زینب (سلام اللّه علیها) تربیت شده پنج تن آل عباء است: «فَالخَمسَهُ اَصحاب العَباءِ هُمُ الَّذِین قامُوا بِتَربیَتِها وَ تَهذِیبِها وَ کَفاکَ بِهِم مُؤَدَّبینَ و مُعَلِّمین ؛ پنج تن آل عباء به تربیت و فرهنگی سازی و تهذیب زینب همّت گماردند و همین بس که آنها اَدب کننده و آموزگار باشند.»./مصلح

/ 0 نظر / 12 بازدید